پاکده (دوستانه)
مزاحم یا مراحم
مزاحم یا مراحم این دل پژمرده را تو مرحمی این را بدانهرگزت ، هیچ وقت ، مزاحم خود مخواندر تمام عمر فقط دل را به یکی بسته امگر چه بودم من جوان ، او هم جوانهر چه باشم ، هر چه باشد ، دل گره خورده دگریامزاحم ، یا مراحم، هر چه هست گویش بمانروزگاران دیدم و انسان فراوان دیده اممن ندیدم هیچ کسی را اینچنینش در جهانمی دهم پس ، درس و مشقم امتحانمن شدم مردود عالم در زمین و آسمانمزد اون دنیای من باشد بهشت و حوریانگر شوم با او جهنم ، میشوم بس شادمانهر دو عالم بی جمالش م
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل کریمیان
تاريخ: شنبه
28 شهريور
1405 ساعت: 1:05