خرید بک لینک
پاکده (دوستانه) مزاحم یا مراحم مزاحم یا مراحم این دل پژمرده را تو مرحمی این را بدانهرگزت ، هیچ وقت ، مزاحم خود مخواندر تمام عمر فقط دل را به یکی بسته امگر چه بودم من جوان ، او هم جوانهر چه باشم ، هر چه باشد ، دل گره خورده دگریامزاحم ، یا مراحم، هر چه هست گویش بمانروزگاران دیدم و انسان فراوان دیده اممن ندیدم هیچ کسی را اینچنینش در جهانمی دهم پس ، درس و مشقم امتحانمن شدم مردود عالم در زمین و آسمانمزد اون دنیای من باشد بهشت و حوریانگر شوم با او جهنم ، میشوم بس شادمانهر دو عالم بی جمالش م

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کریمیان تاريخ: شنبه 28 شهريور 1405 ساعت: 1:05

پاکده (دوستانه) گفتگوی دل با عقل گفتگوی دل با عقلاز خود پرسیدم سئوال ، دادم به خود هم که جوابگفتم تو هستی در گناه گفتا که هست عین ثوابگفتم تو غمگینی چرا ،گفتا ز بس هستم خرابگفتم کمی شو بیخیال، گفتا کشم خیلی عذابگفتم چرا عاشق شدی،گفتا دل هست خانه خرابگفتم شدی حتما تو مست،گفتا نخوردم من شرابگفتم چه دیدی تو از آن، گفتا که ماه و مهتابگفتم کشیدی اش آغوش ،گفتا بلی اما به خوابگفتم به تو دل داده است ،گفتا کمی با اضطرابگفتم به تو چه گفته است ،گفتا کمی آور تو تابگفتم چه می بینی صبا،گفتا که این

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کریمیان تاريخ: شنبه 28 شهريور 1405 ساعت: 1:05

صفحه بندی